شير على خان لودى

171

تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )

نشانه‌هاى چهره بر معرفت اخلاق باطن قوىتر است ، ابتدا به شرح و تفصيل آن نمودن ، اولىست : اگر پيشانى كوچك باشد ، دليل بود بر جهل ، زيراكه موضع بطن اوّل از مقدّم سر كوچك افتاد و بدين سبب حفظ و ذكر حواسّ باطن بر وفق اعتدال نباشد و از آفت خالى نبود . و اگر پيشانى نه كوچك و نه بزرگ و درهم كشيده بود ، دلالت كند بر قوّت غضب ، زيراكه پيشانى آدمى چون خشم گيرد ، بدين صفت شود . و اگر پيشانى بزرگ بود ، دلالت كند بر خشم و سبعيّت . و اگر در پيشانى خطها بود ، دلالت كند بر لاف زدن . اگر موى ابرو سياه باشد ، دلالت كند بر استيلاى غم و اندوه و سخن بيهوده و بىمعنى ، از براى آنكه بسيارى موى از افراط مادّه‌هاى دخانى بود در دماغ ، و اين معنى دليل است بر آنكه سودا بر دماغ غالب بود ، و غلبهء سودا سرمايهء غم و اندوه باشد . و اگر ابرو دراز بود و كشيده تا به صدغ كه موضعيست ميان دنبال چشم و گوش ، دليل بود بر لاف زدن و خودبينى . اگر چشم بزرگ بود ، دلالت كند بر كاهلى ، و بعضى گفته‌اند كه بزرگى چشم از رطوبت دماغ بود ، و آن سبب بلادت و نقصان فهم است . و اگر چشم بزرگ برجسته باشد ، نشان جهل و سخنهاى بىحاصل است . و اگر چشم در مغاك افتاده و خانهء چشم فرو رفته بود ، علامت خسّت و بدطينتى بود ، از بهر آنكه چشم بوزينه اين‌چنين است ؛ پس حالت پسنديده آن بود كه چشم به اعتدال باشد ، نه برجسته و نه در مغاك افتاده . امّا رنگ چشم اگر سرخ بود مانند شراب ، دليل غضب بود و دليرى ، چه هركس خشم گيرد ، چشمش بدين صفت شود . و اگر ازرق بود يا سفيد يا زرد ، دليل بددلى باشد . و اگر چشم ازرق بود و زردى با وى آميخته باشد ، دليل بود بر اخلاق بد ، و گفته‌اند كه هركس را اين دو علامت جمع گردد ، البتّه كارش مشوّش و پريشان باشد . و اگر بر گرد سياهى چشم ، زردى آميخته بود ، صاحبش خونريز و كشنده باشد ، و اگر با اين صفت در چشم نقطه‌هاى سرخ باشد ، صاحبش خبيث‌ترين مردم بود . و اگر در چشم ازرق ، سبزى باشد ، دليل بود بر خيانت و بدانديشى . و اگر چشم روشن و برّاق باشد ، دليل افراط شهوت بود ؛ پس بهترين رنگهاى چشم آن است كه اشهل بود ، چه اين رنگ ميان جملهء رنگها بهتر است ، و نيز چشم شير كه پادشاه وحوش است و چشم عقاب كه پادشاه طيور است ، چنين بود . و اهل عرب چشم را به بيمارى وصف كنند و در چشم زنان اين صفت را به غايت زيبا مىشمرند . اگر سر بينى باريك باشد ، دليل بود بر سبكسارى و دوست داشتن خصومت و جنگ ، و اين معنى از سگ اعتبار كرده‌اند . و اگر سر بينى بزرگ و پرگوشت باشد ، مثل بينى گاو ، دليل كمى فهم بود . و اگر سوراخ بينى فراخ بود ، دليل قوّت خشم است . فراخى دهان ، نشان افراط حرص باشد . سطبرى لبها ، دليل حماقت بود ، خصوصا كه با سطبرى ، افتاده و آويخته بود . و لب باريك ، علامت بسيارى